رازونياز |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
دیوارک
هیس!
آهسته تر
به دیوارکها اطمینان نکن
دیوارها سالهاست که رفته اند
و رازداری و اطمینان را
با کوله هایشان برده اند
موشها را مسموم می کنند
و گوشها همچنان در کارند
هیس!
باد صوت عزیزم را با خود می برد
فقط "حالتان چطور است"
آن طرف دیوارک کدام گوش منتظر است؟
در لغتنامه دیوارک
تو برای نامحرم
کم از قتل نفس نیست!
هیس!
"عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد"
خیالپرداز90/7/25
دیوارک معادل فارسی کلمه پارتیشن است که تقریبا در همه ادارات امروزه استفاده می شود.
| لینک | شنبه ٧ آبان ،۱۳٩٠ - عبدالله حسيني |
صدف
نمی دانست
شاید!
فراموش کرده بو از قصد
نه خیلی دور نه خیلی نزدیک
دلش گم شده بود
شاید هم مرده بود
جسم دو پاره اش
بازیچه آب و موج
ظاهرا لاشه اش بی صداست
اما تا ابد
قاری یک صداست
نجوای موج و آب
خیالپرداز 25/5/90
| لینک | دوشنبه ٧ شهریور ،۱۳٩٠ - عبدالله حسيني |
قندیل
تاولهای چنار
آهسته می ریزند
وزیر آن پوست چروک
تن سپید و صاف اش را می بینی
بلند و کشیده
بالاترین قندیل
در ملاء عام
آفتاب را می بوسد!
چه کوتاه
سقوط می کند
طبع نرگس از همه گلها گرم تر است
پایش را در یخ گذاشته
گفتم کنار چشمه نرو
حالا آب هم تب کرده است
خیالپرداز ١۴/٢/٩٠
| لینک | شنبه ٧ خرداد ،۱۳٩٠ - عبدالله حسيني |
مقصر
تقصیر تو نبود
تقصیر من هم نبود
تقصیر قاصدک هم نبود
که دل ما را با خود برد
تقصیر باد هم نبود
که بذر عشق را به شوره زار برد
تقصیر باران بهار هم نبود
که شوری کویر را نمک شیرین لحظه های با هم بودن کرد
تقصیر شبهای کویر هم نبود
که پر از چشمک زیبای ستاره هاست
و پر از هوای رمیدن و رفتن و دویدن هاست
تقصیر ماه هم نبود
که با کرشمه و ناز
و با زمزمه شعر پرواز
جوانه زدن را نوید داد
تقصیر آفتاب هم نبود
که برگهای سبز خیال را سوزاند
تقصیر هیچکس نبود
تقصیر ما هم نبود
خیالپرداز ٢۵/١/٩٠
| لینک | شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠ - عبدالله حسيني |
سمی
قارچ های سمی
ردیف به ردیف رج به رج
علف های هرز کنار جوی
انباشته و پر پشت
نی های خشک انبوه
بلند و بی حاصل
راهی برای رسیدن به سرو نیست!
خیالپرداز ٢٢/١١/٨٨
| لینک | دوشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٩ - عبدالله حسيني |
نا کجا آباد
من اینجا هستم
در نا کجا آباد
جایی به وسعت سبزه
به زلالی شبنم
اهل اینجا،با پوستشان به باران سلام می دهند
خورشید هر قلب
آفتابی می گستراند به وسعت افق
و هر دلی
ماهی می شود برای آفتاب
و نوری به نرمی و لطافت بهار
نوشتن نیاز نیست
شعرهایت با نغمه بلبلان جاری است
و رقاصه هایش گلهای اطلسی
که قد کشیده اند تا سر دیوار بی کسی
کوکب تنهای غروب می کند
با هر لبی که باز می شود
و شاپرکهایش مشغول غبار روبی گلها
همه دعوت اند و میزبان و میهمان خود تویی
نامه ات را نوشته اند
آنجاست روی میز تو
نامه ای با حاشیه ای از شکوفه های گیلاس
با عطر سیب و شب بو و یاس
به ضمیمه تصویر پونه های وحشی کنار جویبار
و به تاریخ 1/1/1
امضایش با خودت
| لینک | شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٩ - عبدالله حسيني |
نماز
سروهای خمیده جا نماز بته جقه ای
آزادگی ات را می سرایند
بوی خاک خیس شده
با آب وضوی پیشانی ات
بوی دیوار کاهگلی باغ پدر بزرگ
در عصر تابستان
بوی نزدیکی خدا
عطر گلاب و تسبیح سی و سه دانه
دستهای شکسته و ورد زیر لب
با اشکهایت دلم را غسل بده
بالهای سفیدت را گشوده ای
الله اکبر
"از طرف من روی ماه خدا را ببوس"
خیالپرداز 89/6/1
| لینک | سهشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٩ - عبدالله حسيني |
سکوت
زنجیرهای
غرور و تعصب،مذهب و خرد را
به هم می کوبم
هیچ صدایی نیست
به جزء انفجاری در مغز من
در بیرون سکوت است و سکوت
و در پیش چشمان مبهوت و گوشهای منتظر تو
من چون افراد گنگ
سکوت می کنم
پنجره را کامل نبند
قاصدک را فرستاده ام
تا با خنک ترین نسیم صبح
گرم ترین سلام را تقدیم کند
کرکهایش را بر روی گونه ات بگذار
بوسه مرا خواهی یافت
نه!
رهایش نکن
هنوز یک چیز مانده
به گوشهایت نزدیک کن
نزدیکتر
خوب گوش کن
"عشقم و مدیون توام...."
خیالپرداز ١٩/۴/٨٩
| لینک | سهشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٩ - عبدالله حسيني |
دام
با کوک ساز باد
پولک های نقره ای مهتاب
بر سکوی موج
می رقصند
اشک من برای رسیدن به دریا
بی تاب است
تو تنها و بی خدا
با لبخندی بی صدا
بدون وهم از ددان
به امید صبح
به جنگل تاریک می روی
فانوس های دام
جلوه گرتر از خورشید
منتظر شاپرکند
خیالپرداز١/٢/٨٩
| لینک | سهشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٩ - عبدالله حسيني |
زمستان
گلدان همان گلدان بود
خاک همان خاک
آفتاب را رصد کرده ام
برآمده و روز بلندتر شده
آما یاس گل نکرده
دیگر با رفتن تو از پاگرد خانه
بوی خوش پخش نمی شود
و نوید دیدار نمی دهد
عطر کدامتان بود؟
و من نشئه دیدار کدامتان؟
زمین نفس کشیده
در تقویمم بهار آمده!
مور مور می شوم
زمستانم
خیالپرداز۵/١٢/٨٨
| لینک | پنجشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - عبدالله حسيني |

